سبک رهبری به دلیل نقشی که در اثربخشی فردی و سازمانی ایفا می کند، موضوع بسیار مهمی در حوزه رفتار سازمانی محسوب می شود.نتایج تحقیقات نشان می دهد که «رهبری مهم ترین موضوع در حوزه رفتار سازمانی و روابط انسانی است». تعاریف زیادی از مفهوم رهبری صورت گرفته است که تقریباً همگی آنها بر این نکته اذعان دارند که رهبری، فراگرد نفوذ و تاثیرگذاری بر اعضای سازمان است. مفهوم قدرت با مفهوم رهبری ارتباط نزدیکی دارد، زیرا قدرت عبارت است از توانایی اعمال نفوذ بر دیگران، در واقع نفوذ، نتیجه به کارگیری قدرت است.
عشق از نظر استرنبرگ (STLS) مانند یک مثلث است و بهترین عشق به مثلث متساوی الاضلاع شباهت دارد.(مثلث عشق استرنبرگ) منظور این است که عشق سه عنصر دارد: صمیمیت، دلباختگی، تعهد. عشق زمانی بهترین حالت را دارد که هر یک از این سه عنصر را تقریباً به طور یکسان شامل شود. چگونه فرد دیگری را دوست داریم؟ پاسخ استرنبرگ به این سوال چنین است؛ هشت نوع شیوه دوست داشتن وجود دارد، او این عدد را از ترکیب عناصر عشق بدست آورده است.
مدیریت رفتار سازمانی بر اصلاح و مدیریت رویههای ایجاد تغییر در رفتار انسان در سازمان تاکید دارد. مدیریت رفتار سازمانی (OBM) اصول رفتاری افراد در محیط کار را مشخص می کند و به نوعی بهدنبال تحلیل رفتار پرسنل در جهت بهبود عملکرد سازمان میباشد.
صلاحیتهای شغلی کارکنان مشخص میکنند که یک سازمان برای دستیابی به اهدافش به چه رفتار و چه سطح عملکردی نیاز دارد.
از آنجا که تعداد صلاحیتهای لازم برای یک کارمند زیاد است آنها را به سه دسته اصلی رفتاری، عملکردی و رهبری تقسیم میکنند.
ویژگی های شخصیتی به عنوان مجموعه سازمان یافته و واحد، متشکل از خصوصیات نسبتا پایدار در افراد که بر روی هم یک فرد را از فرد یا افراد دیگر متمایز می سازد معرفی شده است.